مــــــــــاهـیـ ترین ماهــــــی ...

ما را که تو منظوریـــــــ خاطر نرود جاییــــــــ !!

بنشین لحظه ای...رو در روی من ...چایم را با عطرت هم بزن ...

  • ۱۵:۳۶
از آخرین باری که با افرادی مثله او ملاقات داشتم 2 سالی می گذشت ...
او با همه یک تفاوت اساسی داشت ...او در سن 28 سالگی دقیقا در روزی که از رشته ی جراحی مغز و اعصاب فارق التحصیل شده بود متوجه شد که مغزش در آستانه کوچک شدن است ...
تعریف دقیقی از این بیماری ندارم چون نخواستم او را در تنگنا بگذارم ...فقط میدانم که مغزش روز به روز درحال کوچک شدن است و دارو های موجود تنها سرعت این کوچک شدن را کم میکنند ...او در این روزهای سی سالگی اش دارد تند تند و بی وقفه خاطراتش را مینویسد ...
از او پرسیدم :این خاطرات به چه درد میخورند وقتی او همه را فراموش خواهد کرد و هیچ کس در این خاطره ها را به یاد نخواهد آورد ...
گفت :میخوام وقتی مهرسا م بزرگ شد اینا رو بخونه و از شکست ها و موفقیت هام تجربه کسب کنه ...
مهرسا دخترک 4 ساله ی شیرین زبان اوست ...از نظر او مادرش یک قهرمان واقعی است و پدرش حامی این قهرمان است .
دکتر ها میگویند مگر معجزه شود و مغزش تحلیل نرود ...
لطفا برای قهرمان زندگی مهرسا دعا کنید تا معجزه شود ...

پ ن :مهرسا میگفت این اهنگ مورد علاقه مادرش است ...


فعلا 
  • ۱۴۶
هوای باروونی
زندگی هر لحظه اش معجزه اس...
ان شاءالله حال شون خوب شه و شفا پیدا کنن
یا من اسمه دوا وذکره شفا
انشالله :)
هوای باروونی
آهنگ خیلی زیباییه(؛ممنون 
خواهش :)
ماه گیسو
آخخی😢😢
...
لیمو جیم
چه تلخ و دردناک :-( دعا میکنیم...
اهووم :(
ممنون :)
ղმբმʂ .
چقد بد :(
خدا کنه معجزه شه برای قهرمان مهرسا 
اره واقعا 
انشالله 
شارمین امیریان
آخ چه قدر تلخ =(
ان شالله شفا پیدا کنه.
انشالله 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
<من چون نزنم دست که پابند منی >


#یک عدد ماهی کنکوری {ورودی 98}

instagram.com/_marrix_m
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan